غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

676

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

و قرب هزار قنطره بر آن جويها ساخته‌اند و ياقوت و سرخ زرد و كبود از آن كوه بحصول پيوندد . جبل الروضه كوهيست مبارك نزديك بمصر و در اخبار آمده است كه در آن جبل روضه‌ايست از رياض بهشت و در زمان خلافت عمر رضى اللّه عنه اهل كتاب به مبلغ هفتاد هزار دينار خريدارى كردند فاروق راضى نشد و گفت روضهء بهشت در تصرف اهل اسلام اوليست و اول كسى از مسلمانان كه در آن كوه مدفون شد عامر مغافرى بود گويند كه در جبل الروضه گوسفندان وحشى بسيارند و كسى متعرض آنها نميشود . جبل الكوكبان نزديك بصنعاء واقعست و بر آنكوه دو قصر است كه هيچكس راه آن را نميداند و عقيدهء بعضى از مردم آنست كه آن دو قصر را از جواهر ساخته‌اند زيرا كه در شب بغايت درخشنده است . جبل النار كوهيست در ميان بحر عدن پيوسته آتشى از آن جبال در اشتعال باشد و بعضى از عدينان گويند كه قومى از نسل هارون پيغمبر عليه السلام در آن كوه ساكن اند ( و العلم عند اللّه تعالى . ) . جبل المعظم كوهيست در اراضى حبشه و در آنجا مساجد و صوامع واقعست و گويند كه در آنكوه مغارها باشد كه ميت در آنجا مساجد و صوامع واقعست و گويند كه در آنكوه مغارها باشد كه ميت در آنجا اصلا پوسيده نگردد و چنان استماع افتاده كه در ولايت قاين نيز مغارهاست كه اموات در آنجا خفتيده‌اند و نشسته و اصلا تغيير در ابدان ايشان محسوس نميشود و در چيچكتو نيز غاريست كه شش مرده در آن موجود است و اجساد آن مردگان از هم نريخته و مردم آنجائى آنموضع را لتى خواجه گويند و زيارت كنند ديگر در عجايب البلدان مسطور است كه كوهيست در سه چهار فرسخى قزوين و در آنجا صورت حيوانات است كه بتقدير الهى مسخ شده‌اند و متحول بسنك گشته از آن جمله شبانيست تكيه بر عصا زده و گوسفندان در حوالى مجموع او از سنك و همچنين زنى به نظر درمىآيد كه گاو ميدوشد و نيز مسموع شده كه چون از قهستان بكرمان روند بر دست راست بمسافت پانزده فرسخ زمينى پديد آيد مربع هشت فرسخ در هشت فرسخ مجموع قرى و قصبات آن متحول بسنك شده و هرچه از آدمى و حيوان و نباتى كه در آنجا بوده حجر گشته تا به حدى كه گهوارهء در آنجا يافتند سنگين و در آن كودكى از سنك و رسنى از از سنك بسته و قفسى ديدند از سنك كه در آن كبكى سنگين بود و در كنار اين بيابان كه بمغضوبه اشتهار يافته جنسى باشد از كژدم بغايت سياه و شب در هوا طيران نمايد و زخم نيش آن مهلك بود ديگر در تركستان كوهيست و در آن كوه غارى كه هركه در آن غار رود در ساعت بميرد و از همه غريب‌تر آنكه در آن نواحى غاريست كه هركس از پيش آن گذرد روح از بدنش مفارقت نمايد ديگر در مملكت چين كوهيست و در آن كوه درهء و در